تبلیغات X
سفارش بک لینک
آموزش ارز دیجیتال
ابزار تادیومی
خرید بک لینک قوی
صرافی ارز دیجیتال
خرید تتر
خدمات سئو سایت
چاپ ساک دستی پارچه ای
چاپخانه قزوین
چاپ ماهان
کسب درآمد از فروش فایل




بلوچ وبلوچستان درگذر زمان s
درباره وبلاگ

موضوعات
انتخابات
بحث های انتخاباتی(3)
عکس کاندیدها(3)
مصاحبه انتخاباتی(1)
معرفی شهرهاوروستاها
شهرستان زاهدان(8)
شهر فنوچ(4)
شهر قصرقند(5)
شهر راسک(6)
شهر محمدی(سراوان)(3)
شهر پلان(چابهار)(4)
شهر پیشن(4)
شهر ناهوک(4)
روستای کوران(3)
شهرستان سراوان(28)
بخش اشار(3)
بخش بزمان(3)
بخش چاهوک(زابلی)(2)
روستای کنت(2)
شهر نوک آّباد(1)
شهر بنت(4)
شهر اسپکه(4)
شهرستان خاش(12)
شهرستان ایرانشهر(15)
شهرستان چابهار(11)
شهرستان نیکشهر(10)
شهرستان سرباز(10)
شهرستان کنارک(6)
شهرستان مهرستان«زابلی»(15)
شهرستان سیب سوران(7)
شهرستان دلگان(5)
شهر گشت(4)
شهر هیدوچ(4)
شهر سیرکان(4)
شهر میرجاوه(4)
شهرنصرت اباد(4)
روستای گنک(1)
معرفی طوایف بلوچ
درازهی(0)
ملکزاده(1)
دهواری(1)
نصرتی نصرتزهی(1)
رئیسی(1)
سپاهی(1)
پیام(1)
ریگی(2)
میر(1)
سردارزهی(1)
جدگال(1)
عیسی زهی(1)
قنبر زهی(1)
دامنی(1)
ودکار(1)
نهتانی(1)
جمالزهی(1)
بزرگزاده(1)
سید زاده(2)
شکل زهی(1)
نوشیروانی(1)
نتوزهی تنگوزهی(1)
نعمت اللهی(1)
ایرندگانی(1)
محمود زهی(1)
بامری(2)
کرد(2)
بارانی(2)
یار محمدزهی(2)
میرمرادزهی(5)
بلوچزهی(2)
حسین بر(3)
بارکزهی(4)
اربابی(2)
امراء(2)
شه بخش(2)
براهویی(3)
مرادزهی(1)
اسماعیل زهی(1)
عمرزهی(1)
بهرامی(1)
بارانزهی(1)
هاشمزهی(1)
جمشیدزهی(1)
گرگیچ(1)
نارویی(2)
شهنوازی(1)
ارباب(2)
بيجارزهي(0)
بخش طنزبلوچی
تصاویر وفیلم ها(2)
اخبار(1)
داستان ها ومطالب(3)
بخش ورزش بلوچستان
معرفی رشته های ورزشی(1)
تصاویر(1)
اخبار ورزشی(1)
بخش عاشقان بلوچی
تصاویر عاشقانه(1)
داستان های عاشقانه(2)
زندگی نامه مردان بلوچ
حکام بلوچ(1)
علما واندیشمندان(1)
دانشمندان ومخترعین(1)
تحصیل کردگان(1)
افراد مشهور(3)
دانشجویان برتر(1)
شاعران وهنر مندان(12)
جوانان موفق(1)
سایر افراد(2)
صنایع دستی
سوزن دوزی(13)
سفالگری(5)
تاریخ بلوچستان
.تاریخ بلوچستان(33)
بخش فرهنگ وهنر
شعرهای بلوچی(20)
خط بلوچی(1)
داستان های بلوچی(3)
زبان بلوچی(2)
فرهنگ مردم بلوچ(39)
هنر مردم بلوچ(34)
ضرب المثل بلوچی(1)
بازی های محلی(3)
گالری تصاویر
تصاویر شخصی(2)
تصاویری از شهر ها و روستاها(9)
تصاویر شاعران وخوانندگان بلوچ(8)
تصاویر شخصیت های مهم بلوچستان(2)
دانلود کده بلوچی
موسیقی بلوچی(15)
فیلم بلوچی(1)
تصاویر بلوچی(6)
سایر دانلود ها(1)
بخش منابع طبيعي
جنگل ها(5)
حيوانات وپرندگان(6)
رودخانه ها(4)
درختان وپوشش گياهي(9)
آب وهوا(5)
جغرافياي بلوچستان(21)
بخش مقالات
مقالات بلوچستان(27)

آرشيو مطالب
وبلاگ دوستان
 
Visit : 64
بلوچ قومي از اقوام مختلف دنياست . مانند : عرب ، افغان ، ترك و … و وطن اصلي بلوچها بلوچستان

مي باشد . كه در كتب تاريخي قديم به نام « مكران » ياد مي شده ، اين نام در زمان سلطنت نادرشاه افشار به بلوچستان تغيير يافت .

بلوچها كه ساكنين اصلي مكران مي باشند از قديم ( صدها سال قبل از ميلاد ) مردماني هنرمند ، هنردوست ، هنر پرور ، بهادر ، رزم آور ، پهلوان ، مهمان نواز ، شجاع ، تلاشگر ، شكيب و صبور بودند . به گونه اي كه حاضر به اطاعت از هيچ حكومت مركزي نبودند . و در طول تاريخ داراي حكومتهاي مستقلي بوده اند

جغرافياي بلوچستان

 

در معجم البلدان آمده : « هذه الولاية بين كرمان من غربيها و سجستان شماليها و البحر جنوبيها و الهند في شرقيها » اين ولايت ـ بلوچستان ـ از غرب به كرمان و از شمال به سيستان از جنوب به دريا و از شرق به هند منتهي مي شود .

علامه شبلي نعماني رحمه الله مي فرمايد : « بلوچستان كنوني نصف مكران سابق مي باشد» .

بلوچستان سرزميني كهن با تمدني ديرينه و مردماني با فرهنگ ميباشد چنانكه ايرج افشار مي نگارد : « از ظروف سفالي كشف شده در بمپور چنين بر مي آيد كه اين ظروف ، متعلق به دوره ي حجر اوليه است يعني حدود ده هزار سال پيش» .

و همچنين از ظروف مسي يافت شده در بمپور آشكار مي گردد كه مردم اين سرزمين از پنج هزار سال قبل روي به هنر مسگري آورده اند .

شادروان امير توكل در كتاب « بلوچستان و علل خرابي آن » مي نويسد : « تعجب نخواهيد فرمود كه عصر مِسْ كه پيدايش آن در ناحيه ي بين النهرين است به واسطه ي معادن موجود در بلوچستان بوده است به دليل اينكه اگر به سرتاسر بين النهرين دقت شود . ناحيه اي يافت نمي شود كه معدن مس در آن باشد اما در سرتاسر بلوچستان معدن تعطيل شده ي مس را مي توان يافت » .


بلوچستان در دوران مختلف حكومتهاي ايران

 

سرزمين بلوچستان در دوره ي ماد در زمان سلطنت آستياگ (550 سال قبل از ميلاد ) استاني از سرزمين پاريكانيان بوده است درسالهاي 545 ق . م و540 ق . م ايالات شرقي ايران از جمله بلوچستان به وسيله ي كورش بزرگ فتح گرديد . و بعد از آن در زمان حكومت داريوش كبير براي جلوگيري از تمركز قدرت در پايتخت ، مكران را به عنوان استان مستقلي اعلام كرد و براي آن والي تعيين كرد .

 

 

بلوچستان در عهد باستان

 

بلوچستان در عهد باستان جزء سرزمين كيان بود . و در زمان سلطنت كيخسرو ، قسمتي از سپاهيان پادشاه را بلوچها تشكيل مي دادند اين سربازان ، سپاهياني دلير و جنگاور بودند كه در ميدان نبرد هيچ گاه پشت به دشمن نمي كردند و مردانه تا آخرين رمق در برابر دشمن مي جنگيدند و همواره در فش و پرچمي پلنگ پيكر به همراه داشتند كه نشانه ي قدرت آنها بود .

حكيم ابوالقاسم فردوسي حماسه سراي مشهور ايراني سپاهيان بلوچ را اين گونه توصيف مي كند :

سپاهي زگردان كوچ و بلوچ

سگاليده جنگ مانند قوچ

كه كس در جهان پشت ايشان نديد

برهنه يك انگشت ايشان نديد

سپهدارشان بود رزم آزماي

كز و بود گاه نكويي به جاي

درفشي بر آورد پيكر پلنگ

همي از درفشش بيازيد جنگ

مقابله اسكندر با بلوچها

اسكندر كه با لشكر قدرتمند ، نستوه و شكست ناپذيرش به هر سرزميني كه قدم مي گذاشت ، هيچ قشوني در مقابل او ياراي ستيز و مقاومت نداشت ، پس از لشكركشي به هندوستان آهنگ بلوچستان كرد ، در بلوچستان به حدي در مانده شد كه مورخ مخصوصش مي نويسد : » هرگز اسكندر را آن گونه غمگين و اندوهناك نديده بودند . هنگاميكه پيش قراولان لشكر ظفرمند اسكندر به سركردگي « لئن ناتوس » سردار معروف ، وارد خاك بلوچستان شد ، دلاوران سخت كوش بلوچ آماده ي جنگ گرديده و با قواي يوناني و مقدوني آن چنان مبارزه كردند كه سردار اسكندر تاب مقاومت نياورد و لشكريانش تارومار شدند . و سرانجام اسكندر با سپاه شكست خورده نااميد از بلوچستان برگشت و جان سالم به در برد و به شكرانه ي سلامت خويش هفت شبانه روز جشن گرفت .

 

بلوچستان در عصر ساسانيان

 

در زمان ساسانيان نيز بلوچها داراي سرزميني مستقل بودند . اردشير در زمان سلطنت خويش بسيار كوشيد تا بلوچها را در زنجير غلامي خويش بيفكند اما اين پروانگان شمع آزادي ، مردانه به مقابله برخاستند و نگذاشتند ذلت غلامي و فرمانبري بر دوششان گذاشته شود .

فردوسي از شكايت مردم پيش شاه و گسيل لشكر به سوي بلوچستان براي سركوب بلوچها مي سرآيد :

كه گشت از بلوچي جهاني تباه

زبس گشتن و غارت و تاختن

زمين را به آب اندر انداختن

زگفتار دهقان بر آشفت شاه

بسوي بلوچ اندر آمد زراه

بكار بلوچ ارجمند اردشير همي رفت و آگاهي آمد به شاه

 

بكوشيد با كاردانان پير

 

سرانجام اردشير هم نتوانست از پس اين قوم سخت كوش و جنگاور بر آيد . بالاجبار لطافت و نرمي را با بلوچها در پيش گرفت . زماني كه شاپور اول حدود سلطنت خويش را مشخص كرد در كتيبه ي كعبه ي زرتشت به سال 262 م چنين نگاشت : « من خدايگان ايران شهر اين شهرها را زير فرمان دارم . پارس ، پارت ، خوزستان ، ميشان و … مرو ، هرات ، سراسر ابرشهر ، كرمان سكستان ، تورستان ، مكران ، پاروان ، هند و …

از اين كتيبه چنين معلوم مي شود كه شاهان ساساني بلوچستان را جزء مملكت خويش مي دانستند ولي به هر حال مردمِ آن تابع حكومت نبودند .

 

چگونگي ورود اسلام به بلوچستان

هنگاميكه خورشيد اسلام در مكه طلوع كرد و در مدينه پرتو افكند سپس بر تمام شبه جزيره عربستان تابيدن گرفت . رسول اعظم r از ياران با وفاي خويش خواست تا اين چشمة آب حيات را به سر تا سر جهان برسانند و جهانيان را از آن سيراب سازند . صحابه براي تحقق اين هدف برخاسته و تا آخرين رمق حيات خويش ، تلاش و مبارزه نمودند . شهرها و ممالك بزرگ ، ‌يكي پس از ديگري به دست توانمند مسلمانان گشوده مي شد و قوانين عدل اسلامي در آنها به اجرا گذاشته مي شد تا اينكه خلافت خليفه دوم حضرت عمر رضي الله عنه فرا رسيد . از جمله ممالكي كه مي بايست تحت سيطرة اسلام در بيايد ايران بود .

ايران آن زمان به عنوان يك ابر قدرت بزرگ زير فرمان ساسانيان بود . ساسانيان داراي قدرتي بسيار و لشكري جرار و سپاهي منظم و مجهز به آخرين ادوات جنگي بالخصوص فيل جنگي بودند . و همچنين ايران شامل ايالات زياد و اقوام مختلف و مناطق و آب هوايي گوناگون بود .

دين و آيين مردم ايران ، زرتشت و كتاب آنان اوستا بود مردم ايران از اقوام مختلف داراي افكار زرتشتي بودند و قبول دين جديد برايشان دشوار بود . سپاه اسلام در جبهه هاي مختلف بر سپاه تا دندان مسلح ايران تاختند تا پيروز گشتند . لشكر ايران تاب مقاومت در برابر سپاهيان اسلام را نداشت و زير سم اسب هاي صحابه تار و مار شد . مدائن فتح گشت و بسياري از شاهزادگان اسير شدند و پرچم پر افتخار اسلام بر فراز آن افراشته شد . در زمان خلافت حضرت عمر قسمت اعظم ايران فتح شد و حضرت عثمان در ادامه فتوحات ايران ، ايالت كرمان را فتح كرد .

بعد از كرمان نوبت فتح مكران ( بلوچستان ) رسيد . حضرت عثمان رض از آنجائيكه مردي با تدبير و دور انديش بود خواست تا دربارة مكران اطلاعات لازم را كسب كند تا با سپاه لازم وارد عمل شود . به همين دليل براي والي عراق عبدالله بن عامر نامه اي نوشت و از وي خواست تا شخصي را براي كسب اطلاعات سوي سرزمين مكران بفرستد .

عبدالله بن عامر يكي از افراد جامعه شناس و خبره را به ديار مكران فرستاد تا به طور كامل در مورد موقعيت جغرافيايي مكران ، مردم آن ، وسعت آن ، قدرت بلوچها و وضعيت استراتژيكي آن تحقيق كند و و آن شخص كسي نبود به جز حكيم بن جبله عبدي .

حكيم از سرزمين عراق حركت كرد تا به كرمان رسيد . و از آنجا وارد خاك مكران شد . و اوضاع را كاملاً بررسي كرده به سوي عبدالله بن عامر بازگشت و از آنجا به خدمت حضرت عثمان رسيد در اين موقع سپاه اسلام در چند جبهه مشغول جهاد بود .

وقتي كه حضرت عثمان از احوال مكران جويا شدند حكيم به طور اختصار عرض كرد :

« ماءها و شل تمرها اكل لصها بطل ان قل الجيش بهاضا عواوان كثرت جاعوا »

آبش اندك ، ميوه اش خرماي خرك خورده شده ، دزدش قوي و بي باك اگر سپاه اندك به آنجا برود تباه گردد و اگر بسيار باشد گرسنه شود . حضرت فرمودند : قافيه سرايي مي كني ؟ عرض كرد : خبر مي دهم . حضرت عثمان با توجه به بُعد مسافت و موقعيت جغرافيايي مكران و توان بلوچها و با در نظر گرفتن موقعيت سپاه اسلام در جبهه هاي ديگر , فتح مكران را در آن وقت مناسب ندانست .

مكران ، هم مرز با ايالت سند هندوستان بود . براي فتح سند حتما مي بايست از مكران عبور كرد . به همين دليل مسلمانان خيلي مايل بودند تا بلوچستان فتح گردد اما بلوچها خيلي به آيين خويش پايبند بودند و از دير باز به بيگانه ستيزي مشهور بودند و براحتي تسليم بيگانگان نمي شدند و هيچ گونه نرمي و لطافت به آنان نشان نمي دادند .

يكي از نويسندگان غرب به نام لسترنج كه زهر بيگانه ستيزي بلوچها را ديده است در مورد آنان مي نويسد :

« در آن زمان كوير محلي بس خطرناك بود زيرا دستجات مختلفي از قوم بلوچ در جبال قفض ، نزديك مرزهاي كرمان سكونت داشتند . آنها مردمي بدسيرت ، بي رحم و سنگدل بودند . چهره هاي هول انگيز داشتند . شجاعت و چالاكي از صفات آنان بود به هر كس دست مي يافتند . همان گونه كه مار را سر مي كوبند سر او را با سنگ مي كوبيدند تا جان دهد . و در جواب شخص مقدسي كه سبب اين گونه كشتن را پرسيده است ، پاسخ داده اند : مي خواهيم شمشيرمان بي جهت كُند نشود» .

 

اما بلوچها با اين اوصاف در مقابل هم ميهن و هم كيشان خود مردمي بردبار و مهمان نواز بودند .

دهخدا در فرهنگ لغت خويش تحت كلمة بلوچ مي نويسد :‌« بلوچ صاحبان نعمت و چادرهاي مويين باشند . مردمان از بلوچ ايمنند راه نزنند و مردم نكشند و اذيت آنان به كسي نرسد» .

پس در زمان خلافت حضرت عثمان و حضرت علي كه ايران تحت فرمان مسلمانان بود بلوچها مكران را به صورت ملوك الطوائفي اداره مي كردند . در زمان خلافت حضرت امير معاويه رضي الله عنه كه قدرت و اقتدار اسلام به اوج خود رسيده بود و اسلام تا آفريقا پيش رفته بود . ايشان زياد بن ابي سفيان را والي عراق مقرر فرمود . زياد كه خيلي مشتاق فتح مكران بود سنان بن سلمه بن محبق هذلي كه مردي عابد و زاهد بود را خواست و او فرمان داد تا با سپاهي فراوان راهي مكران شود و آنجا را بگشايد

سنان چون وصف مكران را از حكيم بن جبله شنيده بود و اطلاعات پراكنده اي در مورد مكران داشت عرض كرد :« تو راه مكران را به من نشان مي دهي و مرا امر مي كني كه به آن سو حركت كنم . ولي در ميان امر و فرمان و اجراي آن فرسنگ ها فاصله است و من هيچ گاه به آن سرزمين داخل نخواهم شد . زيرا تنها نام آن مرا به لرزه در خواهد آورد».

عشي همدان در اين مورد مي سرايد :

تو سراي مكران ره مي سپري

چه دور است در راه رسيدن و بازگشت آن

مرا به مكران نيازي نيست و نه

به غزاي آن وني به تجارت آن

به مكران نرفته وليكن شنيده ام

حديثي را كه هماره ازياد آن مكدرم

و آن چنين بود كه انبوه در آن گرسنه ماند

و اندك دستخوش تباهي گردد

 

اما پس از اينكه زياد بن ابي سفيان سپاهيان فراواني در اختيار او گذاشت و لشكري جرار براي ايشان فراهم آورد و وعدة نيروي كمكي از طرف ايالت كرمان داد ايشان پذيرفتند و با لشكري بزرگ و نيرومند با تجهيزات كامل و آذوقة فراوان رهسپار ديار مكران شدند .

از آنجائيكه سنان از قدرت بلوچها با خبر بود و مشكلات جنگ در آن سرزمين خشك را مي دانست و مطمئن بود كه رويارويي با سپاه بلوچ كار آساني نيست ، سپاهيان خويش را جمع كرد و همه آنها را به سوگند طلاق قسم داد كه تا آخر بايستند و هرگز به ميدان جنگ پشت ندهند .

 

مورخين مي نويسند . سنان هذلي اولين فرماندهي بود كه سپاه مسلمانان را به سوگند طلاق قسم داد .

شاعر درباره طلاق نسان هذلي مي سرايد :

ديدم هذيل را كه در سوگند همي آرند

طلاق زنان را بي آنكه مهر بديشان دهند

بي اعتبار شد سوگند ابن محبق پيش من

كه زنان را محروم و بي مال رها كنند

از طرفي ديگر بلوچها نيز آمادة مبارزه با لشكر اسلام شدند . وقتي كه لشكر اسلام وارد مكران شد بلوچها از بالاي كوهها و كمين گاههاي خويش بر آنان هجوم بردند و عدة‌زيادي از مسلمانان را شهيد كردند و اين مبارزه همچنان ادامه داشت و روزها بطول انجاميد تا قدرت بلوچها تحليل رفت و نيروهاي كمكي براي مسلمانان رسيد .

مسلمانان با نيروي ايمان خويش و با تكيه بر پروردگار خود پس از تلاشهاي فراوان موفق شدند تا لشكر بلوچ را در هم كوبند و پيروز شوند و پرچم عدل و داد اسلام را بر قلة بلوچستان افراشته سازند . اكثر بلوچها اسلام آوردند و به نيروهاي تازه و توانمندي براي سپاه اسلام مبدل گشتند و در فتح سند و هند نقش مهمي را ايفا كردند .

سنان فرماندة توانا و باايمان اسلام مدت دو سال در مكران ماند و احكام اسلام را به بلوچها تعليم داد .

بلوچها مصداق قول پيامبر اعظم قرار گرفتند كه : « خيار هم في الجاهلية خيارهم في الاسلام »

بهترين مردم در جاهليت بهترين شان در اسلام هستند .

و بعد از مدت كوتاهي زمان خلافت حجاج بن يوسف ثقفي فرا رسيد ايشان محمد بن قاسم را ماموريت داد تا به هند برود و آنجا را فتح كند و فاتح بزرگ و شجاع هندوستان از مكران گذشت و هند و سند را فتح كرد .


برچسب ها:
1 2 3 4 5
نویسنده : مدیر سایت
جمعه 1 اردیبهشت 1391
مقالات بلوچستان,
صفحات سایت
پیوندهای روزانه
کد های کاربر
.:: برای مشاهده بهتر و بارگزاری کامل صفحات از مرورگر فایرفاکس استفاده کنید ::.
آمار وبلاگ
» بازدید امروز : 21801
» افراد آنلاین : 1
» بازدید دیروز : 2589
» بازدید ماه : 24395
» بازدید سال : 21800
» کل بازدیدها : 322128
» مجموع اعضا : 16
» تعداد مطالب : 243
» تعداد نظرات : 18

تمامی حقوق متعلق به وبلاگ بلوچ وبلوچستان درگذر زمان می باشد. کپی برداری از مطالب فقط با ذکر منبع امکانپذیر می باشد. طراحی و کد نویسی توسط : مدیر سایت.